سه شنبه 20 دی 90

سارا خانوم رفته رستوران ساندویچ بخوره آخه اون خیلی ساندویچ دوست داره برای همین باباش اونو برده رستوران تا براش ساندویچ بگیره و اونم بخوره
حالا عکساشو ببینین

![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()

سارا خانوم من چادر و جانمازش و برداشته و اومدم تا با مامان جونش نماز بخونه
آنقدر با چادر خوشگل شده که نگو
قربونش برم دختر مومن خودم



یک شب من و بابای سارا داشتیم خانه رو تمیز می کردیم سارا هم بیدار بود و داشت بازی می کرد که یکدفعه من صدای جیغشو شنیدم رفتم دیدم که سارا خانوم رفته سر وسایل آرایش مامان و خودشو حسابی خوشگل کرده
حالا عکس سارا خانوم و ببینید خودتون فکرشو بکنید که چه جوری من اون صورت خوشگلشو شستم.

دیدینش چقدر قشنگ شده
مامان سارا یک آتلیه تخصصی کودک داره که گریم صورت هم انجام می ده
سارا خانوم خیلی دوست داشت که اون هم گریم بشه می آمد و می گفت مامان من می خوام گربه بشم
من هم براش کشیدم ولی دیگه به آخرش که رسید نگذاشت و تمام اونا رو خراب کرد حالا عکسش و ببینید.
بامزه شده




سه شنبه 20 دی 90
